خرید بک لینک

درباره سایت

داروَگ

آخرین مطالب

امکانات وب

داروَگ

قاصد روزان ابری

امید

حالا بهار نزدیک است و تو آنقدر دوری که هزار سال دویدن هم مرا به تو نمیرساند بابا... کاش میشد که بیایم آنجا، آنجا که خوابیدی، بیدارت کنم و با هم به خانه برگردیم.

جز اشک و دلتنگی نغمه ای ندارم.

برچسب: نویسنده: زهرا شجاعی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 18:46

دلم خیلی برات تنگ شده، خیلی... انقدری که گاهی فکر میکنم میخواد بترکه و از قفسه سینهم بزنه بیرون. دلم برای بوی موهات، بوی تنت، صدات، صورتت، شونههات و رنگ چشمات که تو آفتاب یه جور قشنگی بود، تنگ شده.

راستی، چرا هیشکی شبیه تو نیست بابا؟!

برچسب: نویسنده: زهرا شجاعی تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1402 ساعت: 18:16

می خواهم آب شوم در گستره افق،
آنجا که دریا به آخر می رسد و آسمان آغاز می شود.
می خواهم با هر آنچه مرا در بر گرفته یکی شوم...
حس می کنم و می دانم!
دست می سایم و می ترسم!
باور دارم و امیدوارم
که هیچ چیز با آن به عناد برنخیزد...

برچسب: نویسنده: زهرا شجاعی تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1402 ساعت: 18:16

صفحه بندی