دلم خیلی برات تنگ شده، خیلی... انقدری که گاهی فکر میکنم میخواد بترکه و از قفسه سینهم بزنه بیرون. دلم برای بوی موهات، بوی تنت، صدات، صورتت، شونههات و رنگ چشمات که تو آفتاب یه جور قشنگی بود، تنگ شده.
راستی، چرا هیشکی شبیه تو نیست بابا؟!
برچسب:
نویسنده: زهرا شجاعی
تاريخ: يکشنبه
21 آبان
1402 ساعت: 18:16